هر چی می خوای بنویس ... |
سلامی چو بوی خوش ....
وای منم اومدم . داشتم از بی آپی می ترکوندم (بادکنک)
چه حال ؟ چه خبر ؟
می دونم حسابی دلتون واسم تنگ شده بود . خوب منم دلم واستون تنگ شده بود .
البته قیافه نحس برخی ارذل و اوباش رو روز جمعه مجبور شدم ببینم . اونم تو نمایشگاه کتب .
آقا این اسب ما رو راه ندادن تو نمایشگاه
مجبور شدم ببندمش دم در ...
اوباش ناشناس زیادی رو دیدم . تو اون جمع غریب افتاده بودم . " منم " و " درررررررررررررررخت "و
"س...آد" بهناز جون و ... بقیه بودن با لهجه های باحال ...
یکی خیلی عصبی بود . یکی با لهجه شیرین اصفهونی . جای بابام خالی بود .
دلم واسه خیلی ها تنگ شده . خیلی ها جاشون خالی بود .

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|